دوقلوهای پارسی
آشنا یعنی همخانه« من » در دیار «تنهایی » ، هم میهن من در سرزمین غربت
دوستان خوبم درادامه مطلب ببینید ادامه مطلب ... یک شنبه 10 دی 1391برچسب:, :: 9:59 :: نويسنده : مهران ومهرداد فرار می کنم تا شاید به مقصد برسم یا نه به یک پناهگاه که کسی مرا نبیند مرا آزار ندهد اذیتم نکند تا آرامش داشته باشم احساس می کنم پاهایم سست شده است نمی توانم دیگر نمی توانم شب رادر دست شویها درپشت دیوارها در پارکها نمناک در کارتن ها ویا از همه اینها بدتر در بستر مردهای هوسران بگذرانم.به عقب نگاه می کنم دیگر راه بازگشتی نیست واگر باشد دستی نیست که دستانم را بگیرد ومسیر زندگی را نشانم دهد.پس چه بخواهم چه نخواهم در این باتلاق فرورفته ام آیا دست یاری هست که به سویم دراز شود یا همه اش تظاهر است به خوب بودن خوب دیدن وترحم های که بدبختی ما رانشان می دهد.(باتلاق سرنوشت)
می روم خسته افسرده زار سوی منزلگه ویرانه خویش سه شنبه 16 خرداد 1391برچسب:, :: 22:6 :: نويسنده : مهران ومهرداد
دوستان عزیز وشمایی که دوقلو نیستید واونهایی که دوقلو هستید. حس ششم دوقلوها نسبت به غیر دوقلوها قویتره واینه که دوقلوهای همسان در هر شرایطی نزدیک به هم هستند.
وجود خود را احساس می کنند حتی اگر کنار هم نباشند ،اگر یک کدامشان از چیزی ناراحت باشد دیگری
حتی اگر از ناراحتی آن خبر نداشته باشدولی دچار استرس است ،خوابهای شبیه هم می بینند،هرچیز خوب را برای همدیگر می خواهندودرزندگی دوست ندارند رقیب هم باشند...چون قلبهایشان باهم شکل گرفته و وجود خود را کنار هم می خواهند ودر کل دوقلو بودن یعنی یک روح در دو بدن سه شنبه 16 خرداد 1391برچسب:, :: 21:47 :: نويسنده : مهران ومهرداد به گزارش ایران ناز دوقلوهای دختر به نامهای بریل و کایری، ۱۲ هفته زودتر از موعد، به دنیا آمده بودند و بنابراین به مراقبتهای ویژه نیاز داشتند، آنها را در دستگاههای انکوباتور جدا گذاشتند. کایری خوب وزن میگرفت و شرایطش پایدار بود، ولی بریل، فقط ۹۰۰ گرم وزن داشت، در تنفس مشکل داشت و دچار مشکل قلبی هم بود و انتظار نمیرفت، زنده بماند.
پرستارش هر کاری از دستش برمیآمد برای بریل انجام داد، اما شرایطش فرقی نکرد. تا اینکه برخلاف قوانین بیمارستان، او آن دو را در یک انکوباتور قرار داد. او دو نوزاد را قدری تنها گذاشت و رفت که بخوابد، در بازگشت او این صحنه زیبا را دید و سایر پرستاران و پزشکان را صدا زد تا آنها هم این صحنه را ببینند. کایری، دستش کوچکش را دور خواهرش گذاشته بود، انگار که میخواست او در آغوش بگیرد و از او محافظت کند. میخواهد تصادفی باشد یا نه، از زمانی که این دو در کنار هم قرار گرفتند، وضعیت تنفس بریل بهتر شد و شرایط به گزارش ایران ناز دوقلوهای دختر به نامهای بریل و کایری، ۱۲ هفته زودتر از موعد، به دنیا آمده بودند و بنابراین به مراقبتهای ویژه نیاز داشتند، آنها را در دستگاههای انکوباتور جدا گذاشتند. کایری خوب وزن میگرفت و شرایطش پایدار بود، ولی بریل، فقط ۹۰۰ گرم وزن داشت، در تنفس مشکل داشت و دچار مشکل قلبی هم بود و انتظار نمیرفت، زنده بماند.
پرستارش هر کاری از دستش برمیآمد برای بریل انجام داد، اما شرایطش فرقی نکرد. تا اینکه برخلاف قوانین بیمارستان، او آن دو را در یک انکوباتور قرار داد. او دو نوزاد را قدری تنها گذاشت و رفت که بخوابد، در بازگشت او این صحنه زیبا را دید و سایر پرستاران و پزشکان را صدا زد تا آنها هم این صحنه را ببینند. کایری، دستش کوچکش را دور خواهرش گذاشته بود، انگار که میخواست او در آغوش بگیرد و از او محافظت کند. میخواهد تصادفی باشد یا نه، از زمانی که این دو در کنار هم قرار گرفتند، وضعیت تنفس بریل بهتر شد و شرایط قلبیاش پایدار شد. قلبیاش پایدار شد. به گزارش ایران ناز دوقلوهای دختر به نامهای بریل و کایری، ۱۲ هفته زودتر از موعد، به دنیا آمده بودند و بنابراین به مراقبتهای ویژه نیاز داشتند، آنها را در دستگاههای انکوباتور جدا گذاشتند. کایری خوب وزن میگرفت و شرایطش پایدار بود، ولی بریل، فقط ۹۰۰ گرم وزن داشت، در تنفس مشکل داشت و دچار مشکل قلبی هم بود و انتظار نمیرفت، زنده بماند.
پرستارش هر کاری از دستش برمیآمد برای بریل انجام داد، اما شرایطش فرقی نکرد. تا اینکه برخلاف قوانین بیمارستان، او آن دو را در یک انکوباتور قرار داد. او دو نوزاد را قدری تنها گذاشت و رفت که بخوابد، در بازگشت او این صحنه زیبا را دید و سایر پرستاران و پزشکان را صدا زد تا آنها هم این صحنه را ببینند. کایری، دستش کوچکش را دور خواهرش گذاشته بود، انگار که میخواست او در آغوش بگیرد و از او محافظت کند. میخواهد تصادفی باشد یا نه، از زمانی که این دو در کنار هم قرار گرفتند، وضعیت تنفس بریل بهتر شد و شرایط قلبیاش پایدار شد. ![]() سه شنبه 16 خرداد 1391برچسب:, :: 21:39 :: نويسنده : مهران ومهرداد موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |