دوقلوهای پارسی
آشنا یعنی همخانه« من » در دیار «تنهایی » ، هم میهن من در سرزمین غربت
قبل از هر چيز برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي ، چهار شنبه 16 فروردين 1391برچسب:, :: 19:33 :: نويسنده : مهران ومهرداد می روم خسته افسرده زار سوی منزلگه ویرانه خویش / بخدا می برم از شهر شما دل شوریده دیوانه خویش می برم تا که دران نقطه دور شستشویش دهم ازرنگ گناه / شستشویش دهم ازلکه عشق این همه خواهش بی جاه و تباه
چهار شنبه 16 فروردين 1391برچسب:, :: 13:24 :: نويسنده : مهران ومهرداد شگفت انگیزترین و عجیب ترین داستان تاریخ علم پزشکی داستان زندگی تاتیانا و کریستا است. دو قلوهایی که مغزها و سیستم عصبی آنها به یکدیگر متصل است اما از شخصیتهای کاملا مجزایی برخوردارند. کوچرن حین مطالعه بر روی این دو قلوی به هم چسبیده توانایی های اتصال تفکر را در آنها مورد بررسی قرار داده و مشاهده کرده که مغز این دو کودک از میدان دید یکدیگر سیگنالهایی را ضبط میکنند و به احتمال زیاد یکی از آنها میتواند آنچه دیگری میبیند را به چشم ببیند.
هیچکس نمیتواند تصور کند این دو کودک چگونه فعالیت کرده یا چه احساس میکنند و از آنجایی که این دو کودک هنوز نتوانسته اند مهارتهای کلامیخود را تکمیل کنند، دانشمندان نیز نمیتوانند در این باره از آنها سوال بپرسند. با این حال اگر تاتیانا و کریستا در سنی بودند که توانایی حرف زدن درست داشتند شاید هرگز نمیتوانستند احساس واقعی خود را بیان کنند، زیرا هم اکنون در صورتی که از فردی بالغ نیز سوال شود چگونه میبیند یا میشنود، قادر به ارائه پاسخی صریح نیست. زیرا این رفتارها رخ میدهند و این دو کودک نیز مرجعی برای توضیح آنها در اختیار ندارند. زندگی آنها تنها نمونه ای است که میشناسند و برای آنها به اشتراک گذاشتن آنی افکار و احساسات تنها راهی است که برای زندگی کردن وجود دارد. بر اساس گزارش پاپ ساینس، بدون در نظر گرفتن مفهومیکه زندگی این دو کودک شاد برای دانشمندان متجلی میکند، مادر آنها از سپری کردن روزهای زندگی خود با این دو کودک زیبا بسیار شاد است و متولد شدن آنها را به این شکل خاص بی دلیل نمیداند، تنها مشکل اینجاست که هنوز دلیل اصلی این رویداد برایش مشخص نشده است. یک شنبه 21 اسفند 1390برچسب:, :: 21:35 :: نويسنده : مهران ومهرداد موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |